|182|


|183|
توسعه و انسان، توسعه معنوي، توسعه سياسي، توسعه علمي و فرهنگي و توسعه اقتصادي با
بهره‏گيري از سخنان ايشان تبيين شده است.


روش تحقيق

روشي كه در اين بررسي به كار گرفته شده، روش "تحليل متن" يا تحليل دروني متن است
كه عملي فكري بوده و بر پايه‏هاي عقلاني استوار مي‏باشد. يعني براي تفسير، توضيح و
بازنمايي موضوع از عقل و روش ذهني استفاده مي‏شود. به منظور نيل به عينيت بيشتر در اين
بررسي، تكيه اصلي بر سخنان امام خميني بوده كه در متون مختلفي به ويژه صحيفه نور،
ولايت فقيه و ... آمده است. بنابراين روش كار، پژوهش كتابخانه‏اي بوده كه طي آن براي
جمع‏آوري اطلاعات به منابع مربوطه مراجعه شده و مطالب مورد نياز از آنها استخراج و
مورد استفاده و تحليل قرار گرفته است.


مقدمه

مباحث مربوط به توسعه از جمله مباحثي است كه سالها توجه اقتصاددانان و
جامعه‏شناسان را به خود مشغول داشته است. دانشمندان و نظريه‏پردازان علوم اقتصادي ـ
اجتماعي با هدف حل مشكلات و مسايل كشورهاي جهان سوم يا توسعه نيافته به ارائه
ديدگاهها و نظرياتي پرداختند كه از عمده‏ترين آنها مي‏توان به نظريه رشد، نظريه
ماركسيستي، نظريه وابستگي، نظريه روانشناختي توسعه، ديدگاه نوسازي، و نظريه‏هاي
ملهم از عوامل سياسي و فرهنگي و غيره ياد كرد.

مفهوم توسعه در علوم اجتماعي و اقتصادي دربردارنده معاني و مفاهيم گوناگوني است.
وجود ديدگاههاي نظري گوناگون در اين تنوع تعاريف مؤثر بوده است. زيرا اولاً هر يك از
اين ديدگاهها و تعاريف، با ارائه تعبيري خاص و با نگاه ازمنظري ويژه، بيانگر بخشي از
واقعيت هستند و نه همه آن. ثانياً اغلب ديدگاهها ونظريات توسعه، مستقيم و يا غير
مستقيم،از مقايسه جوامع جديد (توسعه يافته) و جوامع توسعه نيافته يا در حال توسعه
شكل گرفته‏اند.

نظريه رشد اقتصادي، با توجه به چگونگي و عوامل رشد اقتصادي در جوامع توسعه
يافته، به ارائه طريق براي رشد اقتصادي كشورهاي توسعه نيافته يا در حال توسعه
پرداخته‏اند. نظريه ماركسيستي چگونگي تحول جوامع توسعه يافته سرمايه‏داري از مراحل


|184|

پيشين به مرحله سرمايه‏داري و سپس از آن مرحله به مرحله سوسياليسم و كمونيسم را مد
نظر قرار داده است. و توسعه در نظريه نوسازي به مرحله انتقال از جامعه سنتي به جامعه
مدرن (صنعتي) اطلاق مي‏شود. جامعه‏اي كه اين انتقال را به خوبي به انجام برساند، توسعه
يافته است و جامعه‏اي كه در جهت اين روند انتقال باشد، جامعه در حال توسعه تلقي
مي‏شود. ساير ديدگاهها مانند ديدگاه وابستگي و ديدگاه نهادي، كه برداشت جديدي از
توسعه را در دهه‏هاي هشتاد و نود بر اساس همان ديدگاه نوسازي ارائه مي‏دهد، در انتقاد به
ديدگاههاي فوق، پديد آمده‏اند. با وجود پراكندگي و تنوع نظرات جديد، وجه مشترك اغلب
اين نظريات، توجه به نهادهاي اجتماعي، اقتصادي كشورهاي جهان سوم، چند بعدي ديدن
توسعه و اهداف آن و اصلاح آموزه تقابل سنت و مدرنيسم در ديدگاه نوسازي است. بر اين
اساس، توسعه مستلزم تغييرات اساسي در ساخت اجتماعي، طرز تلقي عامه مردم و نهادهاي
ملي و نيز تسريع رشد اقتصادي، كاهش نابرابري و ريشه‏كن كردن فقر مطلق است. با گسترش
مفهوم توسعه به همه شوون اجتماعي، توسعه در اصل بايد نشان دهد كه مجموعه نظام
اجتماعي، هماهنگ با نيازهاي متنوع اساسي و خواستهاي افراد و گروه‏هاي اجتماعي در
داخل نظام، از حالت نامطلوب زندگي گذشته خارج شده و به سوي وضع يا حالتي از زندگي
كه از نظر مادي و معنوي "بهتر" است سوق مي‏يابد. [541]

براي نمونه "سيرس Seers" توسعه را به‏معناي دستيابي به ظرفيتهاي شخصيت‏انساني
مي‏داند كه در سه هدف متجلي مي‏شود:

الف) تأمين نيازهاي اساسي (رفاه فردي)،

ب) ايجاد اشتغال كامل،

ج) كاهش نابرابري. [542]

در تعريف ديگري از توسعه، براي درك معناي دروني آن بايد حداقل سه ارزش اصلي به
عنوان پايه فكري و رهنمود علمي در نظر گرفته شود. اين ارزشها عبارتند از: معاش زندگي،
اعتماد به نفس، و آزادي حق انتخاب.
[543] در نظريه‏هاي جديد بر لزوم ملحوظ قرار دادن
ويژگيهاي خاص اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي هر كشور در استفاده از راهبردهاي
توسعه تأكيد شده است و توسعه "متناسب" يا توسعه "الگوي بومي" منطبق بر ويژگيهاي هر
كشور و جامعه مورد تبليغ و تشويق واقع شده است. [544]

هدف عمده در اين مقاله بررسي اهداف توسعه از ديدگاه حضرت امام خميني(ره) است


|185|

كه جايگاه توسعه در انديشه ايشان فراتر از اين تعاريف نظري ِمعطوف به مفاهيم
اقتصادي‏مي‏باشد.


1. امام خميني و توسعه

نگرش امام خميني(ره) به توسعه متأثر از ديدگاه مذهبي ايشان مي‏باشد كه منبعث از
جهان‏بيني ديني است. مواضع و ديدگاههاي ايشان در قبال پديده‏هاي اجتماعي به ويژه
پديده‏هاي جديد، تحت تأثير مباني كلي‏تري قرار دارد كه مباني نظري و عملي ايشان را
تشكيل مي‏دهد. از جمله ويژگيهاي امام، شناخت و اعتقاد به اسلام به عنوان ديني جامع و
جاودان و هميشگي كه در هر عصر و زمان و متناسب با هر سطح از پيشرفت، امكان تمسك
به آن و اجراي آن وجود دارد. علاوه بر اين به حفظ و بقاي استمرار ديانت اسلام و به
جدايي‏ناپذير دانستن دين از سياست و تأكيد بر تشكيل حكومت اسلامي به منظور تحقق
بخشيدن به آيين اسلام در جامعه و ايجاد زمينه مناسب براي حفظ و استمرار آن معتقد و
متعهد مي‏باشد.

با اين حال، اصل تغيير و تحول در جوامع در طول زمان را مي‏پذيرد و اجتهاد پويا را با در
نظر گرفتن نقش زمان و مكان و مصالح كشور و اسلام به كار مي‏گيرد و بين ثبات احكام ديني
از ثبات موضوعات و مصاديق تفكيك و تميز قائل است.

امام خميني(ره) به عنوان برجسته‏ترين اسلام‏شناس و متفكر اسلامي معاصر، دركي
عميق و جامع الاطراف از اسلام دارند و اسلام را در ابعاد فردي و جمعي، عبادي و اعتقادي،
سياسي و اجتماعي و به عنوان يك مكتب جامع مي‏شناسند. نگاه ايشان به توسعه نيز مستثني
از اين قاعده نيست. يعني فرايند توسعه را در تمامي شؤون جامعه مؤثر و مفيد مي‏داند. در
ديدگاه ايشان با آنكه توسعه متوازن و متناسب در همه ابعاد جامعه پذيرفته شده ليكن فرايند
توسعه بايد در مجموع به استحكام پايه‏هاي دين و تقويت مباني اسلام و تربيت و هدايت
انسان منتهي گردد.

نكته قابل ذكر ديگر اين است كه در مباني نظري و معرفتي انديشه امام(ره)، جامعه و مردم
جايگاه ويژه‏اي دارند. مصلحت جامعه و مردم، همانند مباني و اصول مكتب، از اصول عمده
انديشه ايشان را تشكيل مي‏دهد. از اين‏رو امام، توسعه را براي تعالي جامعه و بستر سعادت و
رشد مردم ضروري مي‏داند اما اين توسعه را در همه ابعاد جامعه مي‏پذيرد؛ يعني توسعه


|186|

سياسي، اقتصادي، فرهنگي، علمي و غيره.

اين نكته را نيز بايد در نظر داشت كه امام خميني يك عالم علم توسعه يا جامعه‏شناس
توسعه نيست كه كوشش نظري ايشان معطوف به تبيين پديده‏هاي اجتماعي در چارچوب
روشهاي رايج اين علم باشد، بلكه ايشان يك رهبر ديني ـ سياسي و يك انديشمند اجتماعي
است كه با نگاهي عام و كلي‏نگر از طريق استنتاج عقلاني به هدفهاي عمده‏اي كه انسان بايد
در حصول آنها حركت نمايد توجه نموده است. اگر توسعه به تحقق آن اهداف عالي كمك
نمايد و رضايت خداوند حاصل شود و مصلحت جامعه و مردم تأمين گردد، مقبول ايشان
واقع خواهد شد. بنابراين نبايد آن گونه كه از يك عالم توسعه اقتصادي توقع است، انتظار
داشت كه امام نيز به عنوان يك عالم توسعه به مفهوم رايج آن، به مسايل توسعه پرداخته باشد.

بنابراين در انديشه امام(ره) توسعه، چه توسعه سياسي و اقتصادي و چه توسعه علمي و
فرهنگي و غيره علاوه بر آنكه اصول، مباني و ملزومات خاص خود را دارد، مي‏بايست
برآورنده اهدافي بلند و متعالي باشد كه از بطن انديشه ديني ناشي مي‏شوند و در رأس همه،
خداباوري و حاكميت توحيد در جامعه مي‏باشد. توسعه در هدف غايي خود بايد رضايت
خداوند را برآورده سازد و گرنه اثر آن در همين حيات مادي مختصر مي‏شود؛ اگر اثري بر آن
مترتب باشد. اما اگر توسعه مادي به توسعه معنويت پيوند يافت و جامعه‏اي انساني با مقاصد
عالي ظهور يافت، اين توسعه، پايدار و مبتني بر هدف اصلي خود بوده است.


1ـ1. اهداف توسعه از ديدگاه امام(ره)

در تبيين ديدگاه امام در باره اهداف توسعه، مي‏توان چند محور عمده را طرح نمود و در
هر محور، شاخصهاي برجسته را كه جزو اهداف توسعه به شمار مي‏روند بر اساس سخنان
ايشان معين نمود.


1ـ1ـ1. امام، توسعه و انسان

از ديدگاه امام خميني، محور توسعه، "انسان" است و نگاه او به توسعه ديدگاهي
انسان‏شناسانه و در قلمرو معرفت ديني است كه هدف غايي توسعه را تربيت "انسان كامل"
در جامعه مي‏داند. انساني كه در همه ابعاد وجودي‏اش، كمال يافته است و توانايي ايجاد
تحول و دگرگوني در جامعه را به سوي خير و صلاح عمومي دارد. توسعه هم بايد ناظر به بعد
مادي انسان و هم به بعد معنوي او باشد؛ به عبارت ديگر به برآورده ساختن نيازهاي دنيايي و


|187|

حيات اخروي هر دو منجر شود. در ديدگاه امام در وجه ظاهر، دنيا و آخرت با يكديگر به
حساب مي‏آيد. نه دنياگرايي كامل و نه زهد و آخرت‏گرايي هيچ كدام ممدوح نيستند. بلكه
بايد هر كدام در حد خود تأمين گردد. اگرچه در افقي بالاتر و در وجه دروني عالم، امام حيات
كمالي ديگري را مطرح مي‏نمايد كه هدف عمده تحقق آن است و حركت انسان بايد نيل به آن
حيات طيبه و معقول باشد. امام در رابطه با اين هدفهاي عالي‏تر از اهداف مادي مي‏گويد:
"مقصد اسلام خانه نيست. مقصد بالاتر دارد و همه چيز در آن هست ... و توجه به جهات
معنوي بالاتر از توجه به جهات مادي است."> [545]

و يا مي‏فرمايد:

امام بارها بر تحول دروني، تحول همه‏جانبه فكري و روحي انسانها، كمال و رشد معنوي
انسان، خودسازي و خودشناسي تأكيد نموده و اهداف مهم مكتب، تعاليم اسلام، انبياء الهي و
رهبران و مصلحان ديني را انسان‏سازي و تربيت انسان ذكر كرده است. از ديدگاه امام، همه
تلاشها و كاركردها در حوزه‏هاي مختلف علمي، فني، اقتصادي، سياسي و فرهنگي نهايتاً
بايد به ساخته شدن انسان، تربيت و هدايت او منجر شود. زيرا اگر انسان درست شد هم
جامعه را به مسير كمال و راههاي درست سوق مي‏دهد و هم مكتب را حفظ مي‏نمايد، در
نتيجه زمينه مناسب براي زندگي و حيات جامعه انساني فراهم مي‏گردد. ساخته شدن اين
انسان را بر دوش عالمان ديني و دانشگاهيان هر دو مي‏گذارد. براي نمونه مي‏فرمايد:

"دانشگاههاي علمي شما كوشش كند انسان درست كنند. همه دنبال اين باشيد، انسان. اگر
انسانيت را، استثنا بكنيد يك فردي درست بكنيد دانشمند، يك طبيبي كه بهتر از همه اطباي
دنياست. اگر اين وجهه انساني نداشته باشد همين طبيب مضر است، همين طبيب وقتي كه
مي‏خواهد يك كسي را معالجه كند دنبال منافع است، نه دنبال معالجه ...">
[548]

"بايد از حوزه‏هاي علميه يك عالمي به تمام معنا متعهد بيرون بيايد و مركز ساخت انسان


|188|

باشد و دانشگاه هم مركز ساخت انسان ... ما انسان دانشگاهي مي‏خواهيم، نه معلم و دانشجو.
دانشگاه بايد انسان ايجاد كند و انسان بيرون بدهد از خودش. اگر انسان بيرون داد از خودش،
انسان حاضر نمي‏شود كه كشور خودش را تسليم كند به غير، انسان حاضر نمي‏شود كه تحت
ذلت برود و اسارت، آنها هم از انسان مي‏ترسند."> [549]

"كوشش انبيا و ايده بعثت در تمام قرنها تربيت اين موجود (انسان) است، اين موجودي
كه عصاره همه مخلوقات است و با اصلاح او اصلاح مي‏شود عالم و با فساد او به فساد كشيده
مي‏شود. كوشش انبيا از اول تا آخر اين بوده است كه اين موجود را به صراط مستقيم دعوت
كنند و راه ببرند، نه همان هدايت و گفتن تنها، بلكه راهنمايي و الگو بودن خودشان در اعمال
و در افعال و در اقوال. براي اينكه اين موجود را به آن كمالي كه لايق است، برسانند.">
[550]
"... مكتب اسلام يك مكتب مادي نيست، يك مكتب مادي، معنوي است. ماديت را در پناه
معنويت اسلام قبول دارد. معنويات، اخلاق، تهذيب نفس، اسلام براي تهذيب انسان آمده
است، براي انسان‏سازي آمده است. همه مكتبهاي توحيدي براي انسان‏سازي آمده‏اند، ما
مكلفيم انسان بسازيم."> [551]

"... اسلام هم آمده است، اين انسان را درستش كند و بسازد و همه بُعدهايش را نه يك بعد
فقط، نه همان بعد روحاني تنها، كه غفلت كند از اين جهات طبيعت و نه فقط بعد طبيعت كه
اكتفا به اين كند از او، اين وسيله است براي اين مقصد.">
[552]


2ـ1ـ1. امام، توسعه و دين (توسعه معنوي)

از اهداف توسعه مورد پذيرش امام خميني، حاكميت مكتب در جامعه و تقويت بنيانهاي
ديني مي‏باشد. توسعه نبايد به اصول عاليه اسلام خلل وارد سازد و به ترويج بي‏ديني منجر
گردد. از بيانات گوناگون امام به دست مي‏آيد كه توسعه همه‏جانبه علاوه بر ترقي سطح
زندگي عامه (بعد مادي جامعه)، بايد به تجلي دينداري در جامعه، تقويت ايمان، گسترش
معنويت و اخلاق اسلامي بينجامد. توسعه بايد زمينه مناسب را براي حفظ اسلام و ترويج
مكتب در جامعه، نشر معارف اسلامي، تحقق علمي احكام اسلام و رعايت حدود الهي فراهم
نمايد. اگر فرايند توسعه به بي‏ديني، متروك ماندن احكام و حدود اسلامي، مهجوريت
معارف ديني و كنار گذاشته شدن مكتب منجر شود، اين توسعه مورد پذيرش حضرت
امام(ره) نخواهد بود و با برنامه‏ريزي چنين توسعه‏اي مخالفت خواهد نمود. ايشان اسلام را
امانت الهي مي‏داند كه همه ملت در حفظ آن مسؤول هستند:


|189|

"تمامي ملت ... بي‏استثنا مسؤول هستيم در مقابل خداي تبارك و تعالي براي اين امانت،
اين اسلام كه امانت است و دست ماست.">
[553]

در باره اهميت مكتب مي‏فرمايد:

"مكتب بزرگترين چيزي است كه از براي ما مطرح است، نبايد راجع به مكتب يك
كلمه‏اي كسي بگويد، اشتباه مي‏كند اگر مي‏گويند مكتب چطور، تمام مقصد ما
مكتب‏ماست.">
[554]
"نظر ما، كه ملت هم با آن موافق است، اين است كه ... يك جمهوري اسلامي ... در ايران مستقر
بشود و احكام اسلام آن طور كه هست اجرا گردد. و همه مطالب ايران و نظام آن بر طبق
خواستهاي اسلامي جريان پيدا كند."> [555]

"مجرد اينكه ما ادعا بكنيم كه جمهوري ما اسلامي است اين ادعا پذيرفته نيست. آن وقت
جمهوري ما اسلامي مي‏شود و به كمال خودش مي‏رسد كه خداي تبارك و تعالي در اين ملت
و در اين كشور حاكم باشد يعني از آن نقطه اولي تا آن آخر حكومت، حكومت الهي باشد،
سردمداران، همه الهي باشند، كساني كه در رأس حكومت هستند، كساني كه در رأس امور
هستند، الهي باشند...">
[556]

"همه يك مقصد داريد، همه مي‏خواهيد كه اسلام تحقق پيدا بكند."> [557]

"آمال ما اين است كه احكام اسلام در همه جا، در همه قشرها، در همه وزارتخانه‏ها، در
همه مملكت هر جا كه هست، در بازارها، در كشاورزي‏ها، در دور و نزديك يك مملكت،
همه جا احكام اسلام جاري باشد ... نبايد در وزارتخانه‏ها يك چيزي كه بر خلاف اسلام
است، بر خلاف مصالح اين مملكت است، خداي نخواسته عمل بشود.">
[558]
"جمهوري اسلامي يك لفظي نيست كه محتوا نداشته باشد، يك لفظي است كه بايد محتوا
داشته باشد و محتوايش هم اين است كه تمام دستگاههاي دولتي و تمامي قشرهاي كشور
اسلامي بشود."> [559]

"همه ما الان مكلفيم كه اين رژيمي كه ادعا داريم كه تحقق پيدا كرده، واقعيتش تحقق پيدا
كند، از حد لفظ به حد معنا بيايد ... مهمش اين قدم است كه محتواي يك مملكتي اسلامي
باشد، هر جايش برويم در مملكت اسلامي رفتيم ... وقتي مملكت ما جمهوري اسلامي است
كه همه چيزش اسلامي باشد.">
[560]

"من اميدوارم كه اين راه را همه با هم طي بكنيم و آن حكومتي را كه اسلام مي‏خواهد
متحقق باشد.">
[561]


|190|


3ـ1ـ1. توسعه فرهنگي

يكي از ابعاد توسعه، توسعه فرهنگي است. اهداف مهم توسعه فرهنگي از ديدگاه امام
بايد به تحقق امور زير بينجامد:


1ـ3ـ1ـ1. تعليم و تربيت اسلامي

آموزش صرف در نظام تعليم و تربيت مد نظر امام نيست بلكه وجه تربيتي، معنوي،
جهت‏دار بودن، متعهد بودن، مستقل بودن و ديني بودن مجموعه نظام آموزشي و تربيتي
مورد توجه و تأكيد ايشان است.

"كوشش كنيد كه در اين آموزشي كه به مردم مي‏دهيد، جهت‏دار باشد ... براي خدمت به
خلق و براي خدمت به خدا و براي خدمت به اسلام.">
[563]

"تربيت كنيد، مهم تربيت است، علم تنها فايده ندارد، علم تنها مضر است."> [564]

"تربيت و تزكيه مقدم بر تعليم است. صدمه‏هايي كه وارد مي‏شود بر مملكت، غالباً از
اين‏متفكرين بي‏پرورش، آموزشهاي بي‏پرورش واقع مي‏شود، علم را تحصيل مي‏كند لكن
تقوا ندارند.">
[565]

"بايد آموزش و پرورش مردم توأم باشد، پرورش، پرورش انساني، پرورشي كه به درد
انسان برسد. آموزشي كه براي انسان باشد، جهت‏دار باشد، اسم رب در آن باشد، توجه به
خداباشد.">
[566]


2ـ3ـ1ـ1. استقلال فرهنگي

يكي از هدفهاي مهم توسعه در بعد فرهنگي، دور شدن از فرهنگ بيگانه، غربي و
روآوري به فرهنگ اسلامي است. عدم وابستگي فرهنگي و تأكيد بر استقلال در سخنان امام
جزء محورهاي مهم توسعه فرهنگي به شمار آمده است:

"ما مي‏خواهيم يك دانشگاهي داشته باشيم در خدمت خود ملت، در خدمت خود ايران ...
ما با دانشگاهي كه ما را وابسته به خارج بكند، هر خارجي مي‏خواهد باشد، ما با آن
دانشگاه،ازاساس مخالفيم، ما دانشگاهي مي‏خواهيم كه ما را از وابستگي‏ها بيرون بياورد
مارا مستقل كند.">
[567]


|191|

"اگر بخواهيد ملت شما نجات پيدا بكند، نجات ملت در فرهنگ و در دانشگاهها بايد
طرح بشود. مادامي كه ما پيوستگي مغزي داريم به خارج و اجانب، هيچ يك از اين
گرفتاري‏هايي كه شمرديد، نمي‏توانيم از زيرش فرار كنيم. رأس همه اصلاحات، اصلاح
فرهنگ است و نجات جوانهاي ما از اين وابستگي به غرب ...">
[568]
"هيچ ملتي نمي‏تواند استقلال پيدا كند الا اينكه خودش خودش را بفهمد و تا زماني كه ملتها
خودشان را گم كرده‏اند و ديگران را به جاي خودشان نشانده‏اند، نمي‏توانند استقلال پيدا
كنند. كمال تأسف است كه كشور ما حقوق اسلامي و قضاي اسلامي و فرهنگ اسلامي دارد و
اين فرهنگ و حقوق را ناديده گرفته و به دنبال غرب است. چنان غرب در نظر يك قشري از
اين ملت جلوه كرده است كه گمان مي‏كنيم غير از غرب، ديگر هيچ چيز نيست. اين وابستگي
فكري، عقلي و مغزي غربي منشأ اكثر بدبختي‏هاي ملتها و ملت ما نيز هست."> [569]


3ـ3ـ1ـ1. علم، تخصص، خلاقيت و فن‏آوري

علم و دانش، تخصص و فن‏آوري حتي با فراگيري از فن‏آوري غرب مورد تشويق و
تأكيد امام است و برنامه توسعه فرهنگي كشور بايد بدان نايل شود. علم هم در سطح آموزش
عالي و هم تشويق به سوادآموزي و فراگيري همگاني علم براي زدودن جهل و بي‏سوادي از
پيكره جامعه. اما اين علم و دانش نيز مشروط است به آنكه جهت‏دار و هدف‏دار باشد و منجر
به حاكميت فرهنگ فاسد غربي نگردد. علمي كه تعهد و اخلاق و سلامت انسان را تضمين
نمايد، نه آنكه مايه انحطاط و موجب تباهي او گردد.

"دانشگاه بايد علم و تخصص را به آن مرتبه عالي برساند و تعهد و اخلاق و اسلاميت را
هم به آن مرتبه عالي. بايد مهذب بشود هم دانشگاه و هم حوزه‏هاي علميه.">
[571]

"اين دو مركز (دانشگاه و حوزه) كه مركز علم است، هم مي‏تواند مركز تمام گرفتاريهاي
بشر باشد و هم مي‏تواند مركز تمام ترقيات معنوي و مادي بشر باشد. علم و عمل، علم و تعهد
به منزله دو بال هستند كه با هم مي‏توانند به مراتب ترقي و تعالي برسند.">
[572]

"با علم است كه انسان مي‏تواند تأمين سعادت دنيا و آخرت را بكند، با آموزش است كه
انسان مي‏تواند تربيت كند جوانها را به طوري كه مصالح دنيا و آخرت خودشان را خودشان
حفظ كنند. اگر كشور ما علم را بياموزد، ادب را بياموزد، جهت‏يابي علم و عمل را بياموزد،


|192|

هيچ قدرتي نمي‏تواند بر او حكومت كند. تمام گرفتاري‏هايي كه ما در اين طول مدت تاريخ
داشتيم بهره‏برداري از جهالت مردم بوده است. علم و سواد است با آن جهتي كه بايد به او
توجه كرد كه مي‏تواند ملت ما را از همه گرفتاريها نجات بدهد."> [573]

"بايد چه طبقه جوان روحاني و چه دانشگاهي، با كمال جديت به تحصيل علم، هر يك در
محيط خود ادامه دهند و اگر دانشگاهها خالي از مرداني دانشمند و متخصص شوند، اجانب
منفعت‏طلب چون سرطان در تمام كشور ريشه دوانده و زمام امور اقتصادي و علمي ما را به
دست مي‏گيرند ... و بهترين و مؤثرترين راه مبارزه با اجنبي، مجهز شدن به سلاح علم دين و
دنياست و خالي كردن اين سنگر و دعوت به خلع اين سلاح، خيانت به اسلام و مملكت
اسلامي است.">
[574]

در تشويق و دعوت به فراگيري علم و تخصص مي‏فرمايد:

"بايد كوشش در راه علم و به دست آوردن تخصص در رشته‏هاي مختلف، اساس فعاليت
جوانان دانشجوي عزيز ما باشد كه نيازمندي‏هاي ميهن به دست خود آنها برآورده و كشور ما
با كوشش شما خودكفا شود. مع‏الاسف در دورانهاي گذشته اساس بر آن بود كه ما را در هر
چيز وابسته كنند ... شما عزيزان كوشش كنيد كه از اين وابستگي بيرون آييد و احتياجات
كشور خودتان را برآوريد و از نيروي انساني و ايماني خودتان غافل نباشيد.">
[575]

"ما با تخصص مخالف نيستيم، با علم مخالف نيستيم، با نوكري اجانب مخالفيم، ما
مي‏گوييم كه تخصصي كه ما را به دامن آمريكا بكشد يا انگلستان، يا به دامن شوروي بكشد، يا
چين، اين تخصص، تخصص مهلك است، نه تخصص سازنده. ما مي‏خواهيم متخصصين در
دانشگاه تربيت بشوند كه براي ملت خودشان باشند ... ما مي‏خواهيم اين علم و صنعت و همه
چيزها در خدمت ملت باشد نه در خدمت اجانب.">
[576]

"ما يك همچو تخصصي مي‏خواهيم كه جوري بار بياورد كشور را و جوانهايي كه در
رأس امور كشور هستند، جوري بار بياورد كه اينها مغزهايشان وابسته نباشد و فكري جز
اسلام و ايران در سرشان نباشد ...">
[577]
"اسلام همه ترقيات و همه صنعتها را قبول دارد، با تباهي‏ها مخالف است، با آن چيزهايي كه
تباه مي‏كند جوانهاي ما را، مملكت ما را، با آنها مخالف است اما با همه ترقيات، همه تمدنها
موافق است."> [578]

"دانشگاههاي غربي به هر مرتبه‏اي هم كه برسند، طبيعت را ادراك مي‏كنند، طبيعت را


|193|

مهار نمي‏كنند براي معنويت، اسلام به علوم طبيعي نظر استقلالي ندارد. تمام علوم طبيعي به
هر مرتبه‏اي كه برسند باز آن چيزي كه اسلام مي‏خواهد نيست. اسلام طبيعت را مهار مي‏كند
براي واقعيت و همه را او به وحدت و توحيد مي‏برد ... آن معنايي كه از علوم دانشگاهها
مامي‏خواهيم و آن معنايي كه از علوم مدارس قديمه ما مي‏خواهيم ... آني كه اسلام
مي‏خواهدتمام علوم، چه علوم طبيعي باشد و چه علوم غير طبيعي باشد آنكه از آن اسلام
مي‏خواهد، آن مقصدي كه اسلام دارد اين است كه تمام اينها مهار بشود به علوم الهي و
برگشتش به توحيدبكند ... آن علاوه‏اي كه در اسلام است، آن جنبه معنويت و روحانيت و
الوهيت مسأله است."> [579]


4ـ1ـ1. توسعه سياسي

امام خميني(ره) دموكراسي و توسعه سياسي را به مفهومي كه به مردم، نقش فعال و مؤثر
در تعيين سرنوشت سياسي ـ اجتماعي، داده مي‏شود پذيرفته و طي به كارگيري مكانيزمهاي
جديد چون انتخابات، مجلس قانون‏گذاري، انتخاب رييس قوه مجريه، استقلال قوه قضائيه
و ... نقش مشاركت، نظارت و دخالت مردم را نهادي مي‏نمايد و در بيان و سخنان خويش نيز
همواره بر اين امور تأكيد دارد. ايشان بر آزادي كه پيش فرض مهم دموكراسي و زمينه‏ساز
استقرار و تداوم مردمي بودن و مردمي ماندن حكومت است نيز تأكيد دارد و ضمن پذيرش
شاخصهاي اشاعه آزادي در جامعه، براي حفظ مصالح جامعه، مصالح اسلام و بقاي ديانت و
سلامت جامعه، رفتارهايي مانند فساد، فحشاء، دروغ‏پردازي، تهمت زدن، هرج و مرج،
توطئه، توهين به مقدسات، ايجاد اخلال در نظم و امنيت ... را نمي‏پذيرد. همچنين برابري نيز
مورد تعلق خاطر و قبول ايشان است.

امام به عنوان يك متفكر اسلامي، اسلام را موافق با دموكراسي مي‏داند و در نتيجه خود نيز
آن را مي‏پذيرد. ايشان ضمن موافق نشان دادن اسلام با دموكراسي، دموكراسي را نيز به
وضوح از حكومت استبدادي متمايز مي‏سازد:

"مي‏گويند كه ما مي‏خواهيم كه يك مملكتي باشد دموكراسي باشد. شما حساب بكنيد كه
ببينيد كه اسلام (ما حساب صدر اسلام را مي‏خواهيم بكنيم كه متن اسلام است. خود اسلام و
متن اسلام است). ببينيم كه آيا اين حكومت اسلام و اين رژيم اسلام، يك رژيم دموكراسي
بوده است يا يك رژيم قلدري و استبدادي بود.">
[580]


|194|

در سخني ديگر ضمن مقايسه اسلام و دموكراسي نتيجه مي‏گيرند:

توسعه سياسي مورد نظر امام خميني(ره) بايد برآورنده اهداف زير باشد:


1ـ4ـ1ـ1. استقرار حكومت اسلامي

از هدفهاي مهم توسعه سياسي در نظرگاه امام خميني استقرار حكومت اسلامي است،
هم به لحاظ شكلي و هم به لحاظ محتوا كه وجه محتوايي آن را مهمتر و تحقق آن را مشكل‏تر
مي‏داند. كاري است كه همت جمعي را مي‏طلبد. هم اسلام‏شناسان و متخصصان اسلامي، هم
كارگزاران نظام اسلامي و هم آحاد مردم بايد در جهت تحقق محتواي حكومت اسلامي
بكوشند تا آن را محقق سازند. تأكيد امام بر ايجاد حكومت اسلامي علاوه بر اينكه بستر و
زمينه‏اي است براي اجراي احكام اسلام و تحقق عيني حاكميت توحيد در جامعه، و برقراري
عدالت در ميان مردم، الگو شدن اين حكومت براي ملتهاي تحت ستم ديگر مي‏باشد، لذا
هدف غايي توسعه سياسي را حاكميت حكومت اسلامي در سراسر جهان عنوان مي‏كند:

"ما آنچه كه مي‏خواهيم اين است كه اسلام با تمام محتوايي كه دارد كه آن محتوا يك ميوه
شيريني است كه هر كس آن را بچشد به لذات ابدي مي‏رسد؛ مي‏خواهيم كه در تمام قشرها و
در تمام ... ممالك اسلامي اين حقيقت، اين نور، اين اسلام عزيز با محتواي بسيار عزيز پياده
شود، بلكه آرزو اين است كه از سرحدات ممالك اسلامي به جاهاي ديگر ان‏شاءاللَّه كشانده
شود و اميد است كه بيرق پرافتخار اسلام در نقاط ارض به اهتزاز درآيد.">
[582]

"اين معنايي را كه ما در فكرش هستيم و با همت همه قشرهاي ملت اميدواريم كه تحقق
پيدا بكند، آن اين است كه اسلام در ايران حكومت كند. حكومت، حكومت خدا باشد و از آن
كارهايي كه طاغوت مي‏كرد و عمال طاغوت مي‏كردند و گرفتاري‏هايي كه براي ملت ما از
دست آنها پيدا شد ان‏شاءاللَّه با همت همه جوانهاي ملت ما آنها تمام بشود و همه جا بيرق
اسلام باشد ... اگر چنانچه اسلام به معناي خودش ... تحقق پيدا بكند، همه مردم در زير
پرچم‏اسلام در رفاه و سعادت هستند، نه همان سعادت اين عالم، سعادت اين عالم و
سعادت‏آن عالم.">
[583]


|195|

"همه ما با هم قيام كرديم كه اسلام را در اينجا زنده كنيم و ان‏شاءاللَّه به ساير جاها هم صادر
كنيم و ما همه برادر هم هستيم، دوست با هم هستيم.">
[584]

"ما در بين راه هستيم و بايد راه طولاني را طي كنيم و آن راه طولاني اين است كه بيرق
اسلام را در همه قطبهاي زمين به اهتزاز در آوريم.">
[585]

"من اميدوارم كه ما بتوانيم پرچم اسلام را و پرچم جمهوري اسلامي را در همه جاي دنيا
برپا كنيم و اسلام كه حق همه است از آن تبعيت كنند.">
[586]


2ـ4ـ1ـ1. برقراري نظم

فرآيند توسعه در كشور از ديدگاه امام بايد نظم و انتظام در امور و اداره كشور را پديد
آورد و از هرج و مرج و بي‏نظمي جلوگيري كند. نظم در امور و عدم تداخل مسؤوليتها و
تصميم‏گيري‏ها و مشخص بودن حوزه عمل مديريتها موجب بهبودي و كارآيي نظام
مي‏گردد و به ترقي و رشد جامعه كمك مي‏نمايد.

"حفظ نظم از واجبات الهي است. همه جا نظم لازم دارد."> [587]
"همه جامعه بايد نظم داشته باشد ... همه جامعه نظم لازم دارد. اگر نظم از كار برداشته بشود
جامعه از بين مي‏رود."> [588]


3ـ4ـ1ـ1. ايجاد امنيت

يكي از ضروري‏ترين مسايل براي توسعه كشور، امنيت داخلي است. زيرا فقدان امنيت و
بروز آشوب و شورش و هرج و مرج، اساس جامعه را متزلزل مي‏كند و فرصتهاي لازم براي
سرمايه‏گذاري‏ها، عمران و اصلاح جامعه را ضايع مي‏سازد. بنابراين از اهداف توسعه بايد
برقراري امنيت و ثبات و حفظ آرامش باشد و اگر اين فرآيند به تزلزل امنيت منجر گردد نه
تنها اساس جامعه، بلكه تحقق خود توسعه نيز به خطر مي‏افتد.

"آنچه كه امروز براي همه ما لازم است، اين است كه حتي‏الامكان كوشش كنيم در اين كه
آرامش پيدا بشود.">
[589]

"همه چيزها تابع اين است كه يك آرامشي باشد. ان‏شاءاللَّه اميدوارم كه آرامش پيدا
بشود... همه ملت كمك كنند ... تا اينكه ان‏شاءاللَّه اين مسايل حل بشود.">
[590]
"ما در سايه آرامش و وحدت مي‏توانيم اين كشور را به مقاصد عاليه اسلامي برسانيم و اين
مستضعفين را از آن ظلمهايي كه در طول تاريخ به آنها شده است، نجات دهيم."> [591]
"با تبادل افكار و انديشه‏هاي سازنده مسير رقابتها را از آلودگي و انحراف و افراط و تفريط


|196|
بايد پاك نمود. من باز سفارش مي‏كنم كشور ما در مرحله بازسازي وسازندگي به تفكر و به وحدت و
برادري نياز دارد ..."> [592]

"شماها كوشش كنيد كه مسايل را روي موازين عمل بكنيد. شما كوشش كنيد كه آرامش
محفوظ باشد و روي موازين پيش برود ... و اما اگر بنا باشد كه روي موازين نباشد ... اين كم
كم مي‏رسد به هرج و مرج و كم كم به زد و خورد و كم كم به كشت و كشتار و يك شهري را،
يك مملكتي را ناآرام مي‏كند، وقتي ناآرام كرد ديگر نمي‏شود كارهاي اصلاحي را كرد.">
[593]


4ـ4ـ1ـ1. حاكميت قانون

از اهداف مهم توسعه سياسي، بايد حاكميت قانون باشد به گونه‏اي كه همه مردم از
نخبگان و فرهيختگان و كارگزاران نظام تا افراد عادي جامعه ملزم به رعايت قانون بوده و به
آن احترام بگذارند. اين قانون هم مي‏تواند قوانين ديني باشد كه براي سعادت بشريت تشريع
شده و هم آنچه كه در قانون اساسي كشور آمده و يا از طريق نمايندگان مجلس شوراي
اسلامي به تصويب مي‏رسد.

"ما مي‏خواهيم يك حكومتي داشته باشيم كه اين حكومت قانون را ملاحظه بكند،
حكومت قانوني باشد، آن حكومتي كه تمام قوانين بشري را، تمام قوانين عالمي را زير پا
بگذارد و هر جوري دلش بخواهد با يك ملتي عمل بكند، ما با او مخالفت داريم، ما
مي‏خواهيم يك حكومتي باشد مثل حكومت اسلام كه غير از قانون هيچ چيز حكومت نكند،
هيچ. قانون فقط حكومت بكند ... آن هم قانون عدل، آن هم قانون صحيح، آن هم قانوني كه
براي رشد بشر است براي صلاح بشر است.">
[594]

"در كشوري كه قانون حكومت نكند، خصوصاً قانوني كه قانون اسلام است، اين كشور را
نمي‏توانيم اسلامي حساب كنيم. كساني كه با قانون مخالفت مي‏كنند، اينها با اسلام مخالفت
مي‏كنند. كساني كه با مصوبات مجلس بعد از اينكه شوراي نگهبان نظر خودش را داد باز
مخالفت مي‏كنند، اينها دانسته يا ندانسته با اسلام مخالفت مي‏كنند ... قانون براي نفع ملت
است، براي نفع جامعه است. براي نفع بعضي اشخاص و بعضي گروهها نيست. قانون توجه
به تمام جامعه كرده است.">
[595]

"اگر به قانون خاضع بشويم و اگر قانون را محترم بشمريم، هيچ اختلافي پيش نخواهد
آمد. اختلافات از راه قانون‏شكني‏ها پيش مي‏آيد. اگر قانون حكومت كند در يك كشوري


|197|
چنانچه از صدر عالم تاكنون تمام انبياء براي برقرار كردن قانون آمده‏اند و اسلام براي
برقراري قانون آمده است و پيغمبر اسلام و ائمه اسلام ... تمام براي قانون خاضع بوده‏اند،
تسليم قانون بوده‏اند ما هم بايد تبعيت از پيغمبر اسلام بكنيم ... و به قانون هم عمل كنيم و هم
خاضع باشيم در مقابل قانون، قانون براي همه است... و براي تهذيب همه ملت است و براي
آرامش خاطر همه ملت است و براي مصالح همه ملت است."> [596]


5ـ4ـ1ـ1. نظارت و مشاركت مردم

در ديدگاه امام، فرآيند توسعه بايد هرچه بيشتر به تفاهم ميان دولت و ملت منجر شود و
اتكاي دولت به مردم بيشتر گردد و به حفظ مردم و حضور آنها در جامعه بها داده شود. از
اهداف توسعه بايد مشاركت مردم در امور سياسي، اقتصادي و فرهنگي باشد و مردم
خودشان سرنوشت خود را تعيين كنند. همچنين توسعه سياسي بايد زمينه هرچه بيشتر
نظارت مردم را در امور حكومت فراهم نمايد و اين مشاركت و نظارت مردم را از طريق
استقرار مكانيزمهاي لازم نهادينه نمايند. اگر توسعه به رانده شدن مردم از متن به حاشيه
جامعه بدل گرديد و زمينه‏هاي مشاركت و نظارت آنها را در امور سياسي و اجتماعي كاست و
به جدايي مردم از دولت و عدم جلب رضايت آنها منجر گرديد چنين توسعه‏اي را امام مورد
نقد و نكوهش قرار مي‏دهد:

"بدون پشتيباني مردم نمي‏شود كار كرد و پشتيباني هم به اين نيست كه مردم اللَّه اكبر
بگويند ... پشتيباني اين است كه همكاري كنند.">
[597]

"بايد همه زنها و همه مردها در مسايل اجتماعي، در مسايل سياسي وارد باشند و ناظر
باشند. هم به مجلس ناظر باشند، هم به كارهاي دولت ناظر باشند. اظهار نظر بكنند. ملت بايد
الان همه‏شان ناظر امور باشند. اظهار نظر بكنند. در مسايل سياسي، در مسايل اجتماعي، در
مسايلي كه عمل مي‏كند دولت ...">
[598]

"مملكت را بايد خود ملت اداره كند."> [600]
"اسلام به مااجازه نداده است كه ديكتاتوري بكنيم.ماتابع آراي ملت هستيم.ملت ماهرطور
رأي داد ما هم از آنها تبعيت مي‏كنيم."> [601]


|198|


6ـ4ـ1ـ1. استقلال ملي و همه‏جانبه

استقلال يكي از شعارهاي اصولي و مهم انقلاب اسلامي و از اهداف بلند امام خميني بود
كه براي تحقق آن، همه سختي‏ها و مصائب را متحمل شدند و مردم را نيز به تحمل اين راه
دعوت كردند. زيرا وابستگي را موجب ذلت و سرافكندگي مردم مي‏دانستند و در بيانات
گوناگون، مردم را به تلاش و كوشش تا رفع تمام وابستگي‏ها و استقلال ملي تشويق
نموده‏اند. از اين‏رو يكي از اهداف مهم برنامه توسعه در كشور بايد تحقق استقلال واقعي و
حفظ و بقاي آن باشد.

"بنياد ديگر اسلام، اصل استقلال ملي است. قوانين اسلام تصريح كردند كه هيچ ملتي و
هيچ شخصي حق مداخله در امور كشور ما را ندارد.">
[603]

"... از آن طرف، باز يك اصل ديگري هست كه باز از اصول مهم است كه مسلمين نبايد
تحت سلطه كفار باشند. خداي تبارك و تعالي براي هيچ يك از كفار سلطه بر مسلمين قرار
نداده است و نبايد مسلمين اين سلطه كفار را قبول بكنند. اين اصولي كه از امور سياسي است
كه قرآن كريم طرح كرده است و مسلمين را به آن دعوت كرده است.">
[604]

"سياست ما هميشه بر مبناي حفظ آزادي، استقلال و حفظ منافع مردم است كه اين اصل
را هرگز فداي چيزي نمي‏كنيم.">
[605]

"روابط خارجي ما بر اساس حفظ آزادي، استقلال و حفظ مصالح و منافع اسلام و
مسلمين است.">
[606]

"ما الان در همه چيز به گمان همه يك نحو وابستگي داريم كه بالاتر از همه، وابستگي
افكار است. افكار جوانهاي ما، پيرمردهاي ما، تحصيل‏كرده‏هاي ما، روشنفكرهاي ما،
بسياري از اين افكار وابسته به غرب است ... اين وابستگي سرمنشأ همه وابستگي‏هاست كه
ما داريم. اگر ما وابستگي فرهنگي را داشته باشيم دنبالش وابستگي اقتصادي هم هست،
وابستگي اجتماعي هم هست، سياسي هم هست، همه اينها هست.">
[607]

"اگر مملكت بخواهد يك مملكت مستقل براي خودتان باشد، بايد اين تحولات حاصل
بشود، يك فرهنگ استعماري برگردد به يك فرهنگ استقلال، مستقل. همه چيز بايد عوض
بشود، مغزهاي استعماري برگردد به يك مغزهاي مستقل، تا اين نشود، ما نمي‏توانيم به آن


|199|

پيروزي نهايي برسيم."> [608]

"... اين وابستگي فكري، وابستگي عقلي، وابستگي مغزي به خارج منشأ اكثر
بدبختي‏هاي ملت‏هاست و ملت ماست ... تا اين وابستگي مغزي و فكري از بين نرود، رشد
حقيقي پيدا نمي‏شود و شما نمي‏توانيد مستقل بشويد ...">
[609]

"جمهوري اسلامي بنا دارد بر اينكه استقلال خودش را حفظ كند و دست ديگران را و
دست جهانخوران را و آنهايي كه وابسته با آنهاست، از كشور خودش قطع كند و آرزو دارد كه
تمام كشورهاي اسلامي ... آنها هم از اين خواب گران برخيزند.">
[610]

"قدمهاي بعد كوشش در اينكه از همه جهات مستقل باشيد و وابسته نباشيد."> [611]


7ـ4ـ1ـ1. وحدت نيروهاي درون نظام و اتحاد امت اسلامي (تشكيل امت واحده اسلامي)

"اسلام آمده است تا تمام ملل دنيا را، عرب را، عجم را، ترك را، فارس را همه با هم متحد
كند و يك امت بزرگ به نام امت اسلام در دنيا برقرار كند تا كساني كه مي‏خواهند سلطه بر اين
دولتهاي اسلامي و مراكز اسلام پيدا بكنند نتوانند به واسطه اجتماع بزرگي كه مسلمين از هر
طايفه هستند.">
[612]

"يك تكليف الهي است براي همه كه دعوت به وحدت بكنند، دعوت به اجتماع بكنند ...
شما همه اهل يك ملت هستيد، اهل يك اسلام هستيد، همه در پناه قرآن هستيد، زير پرچم
اسلام هستيد، با هم هماهنگ باشيد.">
[613]

"اساس پيشرفت شما ملت عزيز، تعهد به اسلام و وحدت كلمه است. تعهد به اسلام
بدون اينكه با هم اجتماع نكنيد در مسايل، بي‏فايده است ... بايد تعهد خودتان را به اسلام هر
روز محكمتر كنيد و كوشش خودتان را براي وحدت همه قشرها فعالتر كنيد ... اسلام از شما
وحدت مي‏خواهد، اسلام از شما اتحاد مي‏خواهد، اعتصام به حبل‏اللَّه مي‏خواهد ...">
[614]

"بر همه ما اقشار ملت در هر مقامي كه هستيم واجب است، واجب الهي است كه با هم
پيوسته باشيم و با هم يكدست و يكدل و يك جهت براي ساختن ايران خراب.">
[615]

"كفران نعمت، كارشكني و تضعيف يكديگر موجب انحطاط و سقوط مي‏شود."> [616]

"بين خودتان برادر باشيد، حفظ كنيد اين برادري را ... اگر خداي نخواسته خللي حاصل
بشود در اين برادري ... هر جا باشد، چه بين روحانيون، چه بين مردم، چه بين جناح‏هايي كه


|200|

هستند، اگر خداي نخواسته يك وقتي يك خللي واقع بشود شكست همراه اوست ... تكليف
است براي همه ما كه ما اين جمهوري كه به اينجا رسيده است را تا آخر حفظ كنيم."> [617]


8ـ4ـ1ـ1. اخوت كارگزاران و مردم

در نظام اسلامي مورد نظر امام، مردم ولي‏نعمت و صاحبان اصلي قدرت مي‏باشند و
كارگزاران و دولت، خدمتگزار و خادم آنان به حساب مي‏آيند. در اين ديدگاه، دولت قدرت
مسلط و حكومت‏گر بر مردم نيست، بلكه قدرت خود را از مردم گرفته و بايد در خدمت آنها
باشند. اين مسأله به كرات در سخنان امام مطرح شده و توسعه سياسي بايد اين اصل را به طور
عيني در جامعه محقق سازد. پيوند مردم با دولت مستحكم‏تر و اخوت و همدلي و مشاركت و
همراهي آنان هرچه بيشتر افزون گردد.

"آن چيزي كه اسباب ضعف دولت و جدايي مردم از آن دولت هستند آن عبارت از
كيفيت، كيفيت عمل همه دستگاههاست.">
[618]

"هم صلاح خود شماست و هم صلاح كشور شماست و هم صلاح ملت است كه شما با
مردم دوست باشيد. مردم احساس كنند كه اينها دوستهاي آنهايند ... توجه به اين معنا باشد كه
بايد اينها در خدمت مردم باشند و به مردم حالي كنند كه ما خدمتگزاريم، حالي كنند لفظاً،
حالي كنند عملاً ... تمام استاندارها بنابراين بگذارند كه كارهاي خودشان را خوب انجام
بدهند، در خدمت مردم باشند، حالي كنند به مردم كه حكومت اسلامي، حكومت خدمت
است نه حكومت.">
[619]

"اين بنيان بايد هميشه دنبال استحكامش باشيد و اين استحكام را هر كدام شما در
محل‏تان عهده‏دارش هستيد، يعني يك تكليف شرعي وجداني است كه شما نگذاريد در هر
جايي كه هستيد اين كساني كه در زير نظر شما و زير حكومت شما هست به مردم بدسلوكي
كنند، مردم را بپذيريد براي خودتان، برويد تو مردم، جدا نشويد از مردم.">
[620]

"بايد اعمال و رفتار شما با مردم خوب باشد. مردم را از خودتان بدانيد و خودتان را از
مردم بدانيد ... اين جدايي‏ها اسباب اين مي‏شود كه تزلزل پيدا بشود. و هرچه با هم مجتمع‏تر
باشيد طمأنينه بيشتر حاصل مي‏شود و به مقصود زودتر مي‏رسيد.">
[621]

"شما بايد ... به مردم حالي كنيد كه ما براي خدمت آمديم، ادارات براي خدمت
آمدند...">
[622]


|201|
"اينجا آراي ملت، حكومت مي‏كند، اينجا ملت است كه حكومت را در دست دارد و اين ارگانها
را ملت تعيين كرده است و تخلف از حكم ملت براي هيچ يك از ما جايز نيست و امكان
ندارد."> [623]


9ـ4ـ1ـ1. آزادي

آزادي نيز از شعارهاي محوري انقلاب اسلامي بوده و توسعه مي‏بايست به تقويت
هرچه بيشتر آن در جامعه با حفظ حدود آن بپردازد و با به كارگيري ابزارهاي لازم براي
قانونمند شدن آن در جامعه، از حاكميت استبداد و خودكامگي جلوگيري نمايد. فرآيند
توسعه نبايد آزادي‏هاي مشروع و قانوني مردم را سلب نمايد، بلكه شرايط بهينه را براي
تحقق آزادي سالم منطبق بر موازين اسلامي فراهم نمايد.

"آزادي يك مسأله‏اي نيست كه تعريف داشته باشد، مردم عقيده‏شان آزاد است. كسي
الزامشان نمي‏كند كه شما بايد حتماً اين عقيده را داشته باشيد، كسي الزام به شما نمي‏كند كه
حتماً بايد اين راه را برويد ... آزادي يك چيز واضحي است.">
[624]
"در جمهوري اسلامي هر فردي از حق آزادي عقيده و بيان برخوردار خواهد بود ولكن هيچ
فرد و يا گروه، وابسته به قدرتهاي خارجي را اجازه خيانت نمي‏دهيم."> [625]

"در مملكت ما آزادي انديشه هست. آزادي قلم هست، آزادي بيان هست ولي آزادي
توطئه و آزادي فساد در كار نيست.">
[626]

"اما طرز حكومتي كه ما پيشنهاد مي‏كنيم، حكومت جمهوري اسلامي است و اساسش بر
آزادي و استقلال كشور و عدل و تعديل تمام دستگاههاي دولتي است.">
[627]

"ما از تمام كشورهاي زير سلطه براي به دست آوردن آزادي و استقلال كاملاً پشتيباني
مي‏نماييم.">
[628]

"آزادي يك نعمت بزرگ الهي است."> [629] "اينها دارند حقوق اوليه بشريت را ـ دارند ـ
مطالبه مي‏كنند. حق اوليه بشر است كه من مي‏خواهم آزاد باشم، من مي‏خواهم حرفم
آزادباشد."> [630]

"در اسلام اختناق نيست، در اسلام آزادي است براي همه طبقات، براي زن، براي مرد،
براي سفيد، براي سياه، براي همه.">
[631]


|202|


5ـ1ـ1. توسعه اقتصادي

در تعريفي نظري از توسعه در بعد اقتصادي مي‏توان گفت كه "توسعه اقتصادي فرآيندي
است كه طي آن توليد ناخالص ملي افزايش مي‏يابد و فقر، نابرابري اقتصادي و بيكاري
كاهش پيدا مي‏كند و رفاه همگاني نسبي به وجود مي‏آيد. و اين امر از طريق افزايش
سرمايه‏گذاري و تغيير و تحول در مباني علمي ـ فني توليد حاصل مي‏شود.">
[632]

امام خميني(ره) توسعه اقتصادي را به عنوان مجموعه شيوه‏ها، روشها و مكانيزمهاي
علمي ـ عقلاني ارتقاي سطح معيشت جامعه مي‏پذيرد اما بيش از آنكه به مسايلي كه در حوزه
علم اقتصاد توسعه قرار دارد پرداخته باشد به هدفهاي غايي كنش اقتصادي مانند عدالت
اجتماعي، ابعاد معنوي و هدفهاي فرهنگي نظير خودباوري، اعتماد به نفس، توجه به دنيا در
ظلّ توجه به آخرت ... توجه نموده است.

تأكيدهاي امام در بيانات و سخنان خود بر برخي شاخصهاي مهمي كه در حوزه اقتصاد
قرار دارد نشانگر آن است كه ايشان به اقتصاد به عنوان حوزه عملي و عرفي كه معيشت و
زندگاني مادي مردمان را تأمين مي‏كند به ديده اهميت نگريسته است. شاخصهايي نظير
اهميت كشاورزي، ارزش كار و كارگر، رفاه عمومي، فقرزدايي و محروميت‏زدايي،
خودكفايي در صنعت و ... .

از اين‏رو توسعه اقتصادي به عنوان فرآيندي كه طي آن در سطح زندگي مادي مردم تحول
مثبت پديد مي‏آيد، مورد توجه امام بوده و به آن بهاي زيادي داده است. با اين حال دغدغه
عمده ايشان اين بوده است كه توسعه اقتصادي به دنياگرايي افراطي، وابستگي به بيگانگان،
طبقاتي شدن جامعه، ناديده گرفتن عدالت اجتماعي و فراموش شدن اهداف متعالي انسان
منجر نگردد.

محورهاي مهم در اهداف توسعه اقتصادي از ديدگاه امام را مي‏توان در تحقق اصول
زيربرشمرد:

عدالت اجتماعي‏

خودكفايي‏

قطع وابستگي‏

استقلال (اقتصادي)

كار و توليد (و ارزش بودن آن).


|203|

بازسازي و سازندگي (نوسازي) كشور

بهره‏برداري صحيح از طبيعت‏

فقرزدايي و محروميت‏زدايي‏

اصلاح جامعه و رواج خير عمومي‏

10ـ تعاون و مشاركت مردمي‏

11ـ كارآمدي نيروي انساني (تبحر و تخصص)

در زمينه اداري نيز توسعه بايد نظام مديريت و سازمانهاي اداري را متحول نمايد (تحول
ديوان‏سالاري).

براي رسيدن به اهداف توسعه اقتصادي، امام خميني به شاخصهايي كه عوامل توسعه
محسوب مي‏شوند نيز اشاره نموده و به كرات آنها را تذكر داده است. از جمله تشويق و
ترغيب روحيه علمي، فراگيري علم و تخصص و رشد صنعت، برنامه‏ريزي، موقع‏شناسي، به
كارگيري نيروهاي كيفي، توسعه مراكز علمي و تحقيقاتي، خودباوري و اعتماد به نفس، كار و
تلاش و عبادت دانستن آن، صبر و استقامت، همگرايي، اجتماع و اتفاق كلمه، عزت و اعتلاي
كشور، قطع دست بيگانگان، مشاركت مردم، صرفه‏جويي، سرمايه‏گذاري مشروع، نظارت و
هدايت صحيح دولت، امنيت و ثبات، اولويت كشاورزي، تشويق صادرات غير نفتي، منع
اسراف و تجمل‏گرايي، مبارزه با رفاه‏زدگي و خوي اشرافي‏گري، عدم دنياگرايي در عين
توجه به امور دنيايي معقول و ... .

در اين محور به ذكر پاره‏اي از سخنان امام در باره اهداف توسعه اقتصادي بسنده مي‏شود:

"ما خواستار يك اقتصاد سالم و غير وابسته هستيم ... هرگز اجازه نمي‏دهيم تا هستي ما را
غارت كنند. ما در تمام زمينه‏هاي اقتصادي يك انقلاب واقعي خواهيم كرد. امر كشاورزي در
حكومت ما از اولويت خاصي برخوردار است ... در زمينه صنعت با ايجاد صنايع مادر از
صنايع مونتاژ جلوگيري به عمل مي‏آوريم ... اقتصاد ما يك اقتصاد مستقل و سالم و ملي
است، بر اساس تأمين اساسي‏ترين نيازهاي مردم محروم و ستمديده ايران، نه فقط يك
اقتصاد مصرفي.">
[633]

"... اوضاع اقتصادي عوض خواهد شد و يك اقتصاد صحيح و سالم ما عرضه مي‏كنيم و
الان اينها اقتصاد ما را ورشكست كرده و از بين برده‏اند. اينها خرجهايي كرده‏اند كه خلاف
مصلحت بوده است. دزدي‏هايي كرده‏اند كه خيانت بوده است و براي حفظ خود به اشخاصي


|204|

پولهاي بسيار گزاف داده است و ما تمام اينها را از بين مي‏بريم و اطمينان داريم كه
ديگراقتصاد عقب مانده نخواهيم داشت و به نيازهاي مردم محروممان جواب مثبت
خواهيم‏داد."> [634]

"ما بايد خودكفا بشويم در همه چيز، من جمله در قضيه كشاورزي، ايران مملكتي است
كه كشاورزي آن بايد كشاورزي غني‏اي باشد.">
[635]
"اگر شما بخواهيد استقلال پيدا بكنيد و آزادي حقيقي پيدا بكنيد، بايد كاري بكنيد كه در همه
چيز خودكفا باشيد."> [636]

"ما امروز اگر بخواهيم با اين قدرت بزرگ مواجه باشيم و در اين ميدان شكست نخوريم
احتياج به چند امر داريم، يكي اينكه ما اقتصاد خودمان را طوري كنيم كه خودكفا باشيم كه
اولش قضيه زراعت است ... شما مي‏دانيد كه اگر يك مملكتي در اقتصاد، خصوصاً اين رشته
اقتصاد كه نان مردم است، در اين احتياج به خارج پيدا بكند ... اين وابستگي اقتصادي آن هم
در اين رشته موجب اين مي‏شود كه ملت ايران، مملكت ايران تسليم بشود به ديگران ...">
[637]

"اگر ما يك وابستگي اقتصادي داشته باشيم اين موجب اين مي‏شود كه وابستگي سياسي
هم پيدا بكنيم و واستگي نظامي هم حتي پيدا بكنيم. مملكتمان باز برمي‏گردد به آن
حالي‏كه‏سابق بود. ما حالا مي‏خواهيم مملكت مال خودمان باشد و حالا مملكت مال خود
مردم است.">
[638]

"مملكت شما احتياج به كار دارد، مملكت خرابي است كه محتاج به اين است كه ساخته
بشود و ساختن مملكت به دست شماهاست. هر كس در هر جا هست اشتغال به كار پيدا كند
و كار را خوب انجام بدهد ... كاري بكنيد كه خودكفا بشويد.">
[639]

"اگر بخواهيد يك ملت قوي و آزاد باشيد، از تشريفات يك قدري بكاهيد."> [640]
"مسأله برنامه از مهمات يك كشور است. اگر چنانچه بدون برنامه، يك كشوري بخواهد اداره
بشود، نمي‏شود اداره بشود، بايد برنامه باشد. برنامه‏ريزي‏ها را بايد با كمال دقت اشخاصي كه
تخصص دارند، اشخاصي كه توجه به مسايل سياسي و مسايل اجتماعي و مسايل اسلامي
دارند، اينها بايد با كمال دقت بررسي كنند و متحداً با هم برنامه‏ريزي كنند و براي كشور راه
برنامه‏ريزي، راهي باز مي‏كند براي پيشبرد مقاصد كشور."> [641]

"امروز بايد كار كشاورزي كه عبادت و اطاعت امر خداست تقويت گردد. هر كس هر
جور مي‏تواند بايد تقويت بكند به طوري كه ان‏شاءاللَّه ما از اين گرفتاري خارج بشويم.">
[642]

"موقع‏شناسي يكي از اموري است كه در رشد هر جامعه‏اي دخالت زياد دارد."> [643]


|205|

"اكنون كم‏كاري حرام است."> [644]

"... اين به عهده علماي اسلام و محققين و كارشناسان اسلامي است كه براي جايگزين
كردن سيستم ناصحيح اقتصاد حاكم بر جهان اسلام، طرحها و برنامه‏هاي سازنده و
دربرگيرنده منافع محرومين و پابرهنه‏ها را ارائه دهند و جهان مستضعفين و مسلمين را از
تنگنا و فقر معيشت به در آورند.">
[645]

"همه آرمان و آرزوي ملت و دولت و مسؤولين كشور ماست كه روزي فقر و تهيدستي
در جامعه ما رخت بربندد و مردم عزيز و صبور و غيرتمند كشور از رفاه در زندگي مادي و
معنوي برخوردار باشند.">
[646]
"اسلام ... اقتصاد را به صورتي سالم و بدون وابستگي به نفع همگان، در رفاه همه مردم، با
اهميت به مستمندان و ضعيفان بارور مي‏كند و براي رشد بيشتر كشاورزي و صنعت و تجارت
كوشش مي‏نمايد."> [647]

"آنچه در سلطنت پهلوي و بخصوص در زمان شاه حاضر انجام شده است، جز از بين
بردن اقتصاد و صنعت و كشاورزي چيزي نبوده است. تلاش آنها را نوسازي و تبديل ايران به
يك جامعه صنعتي ناميده‏اند. آنچه مورد نظر ماست يك نوسازي واقعي مبني بر نيازهاي
اساسي اكثريت قاطع و فقير مردم است. آنچه در زمينه اقتصادي مورد نظر ماست، جلوگيري
از غارت منابع ملت ماست ... مهمتر آنكه منافع حاصله از فروش منابع ارضي بايد به مصرف
پيشرفتهاي اقتصادي ما برسد و در اين جهت ما قطعاً با جهان صنعتي در رابطه كامل خواهيم
بود. ولي حق تصميم‏گيري براي جهتي كه اقتصاد ما انتخاب خواهد كرد، به عهده خود ما
خواهد بود.">
[648]

"وابستگي اقتصادي مسأله‏اي است كه وابستگي‏هاي بسياري را به دنبال مي‏آورد. بايد
كاري بكنيم كه زايد بر خودكفا باشيم ...">
[649]

"مردم را در همه امور شركت بدهيم، دولت به تنهايي نمي‏تواند كه اين بار بزرگي كه الان
به دوش اين ملت هست، بردارد ... شركت بدهند مردم را در همه امور. همان طور كه با
شركت مردم در اين جنگ، شما بحمداللَّه پيروز شديد ... مردم را در امور شركت بدهيد، در
تجارت شركت بدهيد، در همه امور شركت بدهيد. مردم را در فرهنگ شركت بدهيد،
مدارسي كه مردم مي‏خواهند درست كنند كارشكني نكنيد برايشان.">
[650]
"برنامه‏ريزي در جهت رفاه متناسب با وضع عامه مردم توأم با حفظ شعاير و ارزشهاي
كامل‏اسلامي و پرهيز از تنگ‏نظري‏ها و افراطگري‏ها و نيز مبارزه با فرهنگ مصرفي كه


|206|
بزرگترين آفت يك جامعه انقلابي است و تشويق به توليدات داخلي و برنامه‏ريزي در
جهت‏توسعه صادرات و گسترش مبادي صدور كالا و خروج از تكيه به صادرات نفت و نيز
آزادي واردات و صادرات و به طور كلي تجارت بر اساس قانون و با نظارت دولت در نوع و
قيمت... و توسعه حضور مردم در كشاورزي و صنعت و تجارت و بازسازي شهرهاي تخريب
شده و شكستن طلسم انحصار در تجارت داخل و خارج به افراد خاص متمكن و مرفه و بسط
آن به توده‏هاي مردم و جامعه."> [651]

"شما بايد براي اين پابرهنه‏ها و مستضعفين كه در طول تاريخ به استضعاف كشيده شده
بودند و اينها را به حساب نمي‏آورند و فقط آن طبقه بالا را راضي نگاه مي‏داشتند ... براي اينها
كار كنيد ... بايد همه دست به دست هم بدهيد كه ان‏شاءاللَّه براي اينها يك زندگي مرفهي، يك
وضع صحيحي پيش بيايد، درست بشود.">
[652]

"ايران امكانات و ظرفيتهاي مختلف و فراواني براي رشد اقتصاد دارد كه اگر نفت هم
نباشد بتواند در رشد خود و از بين بردن فقر پيروز شود. از قبيل معادن مختلف كه در صنايع
اهميت زيادي دارد و همچنين امكانات كشاورزي و دامداري و مهمتر از همه وجود
استعدادهاي سرشار و خلاق انساني.">
[653]

"ما براي صنعتي شدن كشور تلاش مي‏كنيم و لكن نه صنعت مونتاژ كه هم كشور را هرچه
بيشتر به اجانب وابسته كرده است و هم اكثريت فقير و محروم را در خدمت مشتي
ثروت‏اندوز متجاوز قرار داده است.">
[654]
"مهمترين عامل در كسب خودكفايي و بازسازي، توسعه مراكز علمي و تحقيقات و تمركز و
هدايت امكانات و تشويق كامل و همه‏جانبه مخترعين و مكتشفين و نيروهاي متعهد و
متخصصي است كه شهامت مبارزه با جهل را دارند و از لاك نگرش انحصاري علم به غرب و
شرق به در آمده و نشان داده‏اند كه مي‏توانند كشور را روي پاي خود نگه دارند."> [655]

"مردم بايد تصميم خود را بگيرند، يا رفاه و مصرف‏گرايي يا تحمل‏سختي و استقلال."> [656]

"به ثروتمندان و پولداران مشروع وصيت مي‏كنم كه ثروتهاي عادلانه خود را به كار
اندازيد و به فعاليت سازنده در مزارع و روستاها و كارخانه‏ها برخيزيد كه اين خود عبادتي
ارزشمند است.">
[657]

"... به مالكيت و سرمايه‏هاي مشروع با حدود اسلامي احترام گذاريد و به ملت اطمينان
دهيد تا سرمايه‏ها و فعاليتهاي سازنده به كار افتند و دولت و كشور را به خودكفايي و صنايع
سبك و سنگين برسانند.">
[658]


|207|


2ـ1. نتيجه

در ديدگاه امام خميني(ره) توسعه متوازن در تمامي شؤون سياسي، اقتصادي، علمي و
فرهنگي جامعه مورد تأييد و تأكيد قرار گرفته و اين فرآيند را براي تعالي جامعه و بستر
سعادت و رشد مردم ضروري مي‏داند. ايشان بيش از آنكه به مفهوم رايج توسعه نظر داشته
باشد به هدفهاي عمده‏اي كه مي‏بايست برآورده سازد توجه دارد. در انديشه امام، توسعه با
آنكه اصول، مباني و ملزومات خاص خود را دارد، مي‏بايست برآورنده اهدافي بلند و متعالي
باشد كه در رأس همه، خداباوري و حاكميت اللَّه در جامعه است. توسعه بايد در مجموع به
استحكام پايه‏هاي دين، تقويت مباني اسلام، استقرار حكومت اسلامي، تربيت و هدايت و
رشد معنوي انسان، حاكميت قانون، استقلال و خودكفايي و سربلندي كشور، قطع وابستگي
و رهايي از سلطه استعمارگران، ارزش و عزت و كرامت مردم، علم و خلاقيت و فن‏آوري،
مشاركت مردمي و ارتباط هر چه بيشتر دولت و ملت، كار و توليد، عدالت اجتماعي،
فقرزدايي و رفاه عمومي منتهي گردد و فوق همه در هدف غايي خود رضايت خداوند را
برآورده سازد.



پي نوشت ها:
[540] . عضو هيأت علمي دانشگاه شيراز ـ بخش‏تاريخ.
[541] . جرالد.ام، ماير. دادلي سيرز، پيشگامان توسعه، ترجمه علي‏اصغر هدايتي و علي ياسري، انتشارات
سمت، تهران، 1369، ص‏17 بعد؛ رحيم‏زاده اسكويي، رحيم، مقاله "توسعه نيافتگي از ديدگاه تئوريك"،
كتاب توسعه، شماره 4، نشر توسعه، زمستان 1371، ص‏69 و 70. فرانك، آندره گوندر، جامعه‏شناسي
توسعه و توسعه نيافتگي جامعه‏شناسي، ترجمه منوچهر مناجيان، تهران، انتشارات دانشگاه صنعتي شريف،
1359. آزاد برمكي، تقي، مقاله "مشاركت و توسعه اقتصادي ـ اجتماعي"، مجله فرهنگ و توسعه، شماره 10
بهمن و اسفند 1372، ص‏46 و بعد. حسني، محمدحسن، نوسازي جامعه از ديدگاه امام خميني، چاپ دوم،
تهران، مؤسسه چاپ و نشر عروج، 1378.
[542] . افروغ، عماد، مقاله "روش‏شناسي مردم، پايه نظري ديدگاه نوين توسعه"، مجله فرهنگ توسعه، شماره
10، بهمن و اسفند 1372.
[543] . تودارو، مايكل، توسعه اقتصادي در جهان سوم، ترجمه غلامعلي فرجادي، چاپ پنجم، تهران، سازمان
برنامه و بودجه، 1370، ص‏39.
[544] . در اين باره بنگريد به: مولانا، گذر از نوگرايي، ترجمه يونس شكرخواه، مركز مطالعات و تحقيقات
رسانه‏ها، تهران، 1371، فصل اول.
[545] . صحيفه نور، ج‏10، ص‏275 و 276. [546] . همان، ج‏8، ص‏237. [547] . همان، ج‏7، ص‏63. [548] . همان، ص‏64 ـ 63.


|208|
[549] . همان، ج‏8، ص‏83. [550] . همان، ص‏174. در سخني ديگر مي‏فرمايد: "سازندگي‏هاي روحي مقدم بر همه سازندگي‏هاست."
صحيفه نور، ج‏6، ص‏467.
[551] . همان، ج‏7، ص‏16 ـ 15 و نمونه ديگر در ج‏8، ص‏468 ـ 467. [552] . همان، ج‏11، ص‏125. [553] . همان، ج‏8، ص‏95. [554] . همان، ج‏12، ص‏274. [555] . همان، ج‏3، ص‏116. براي نمونه‏هاي ديگر ر.ك: صحيفه نور، ج‏1، ص‏122 و 162 و ج‏12، ص‏101 و
ج‏2، ص‏263 و ج‏7، ص‏78 و ج‏3، ص‏81 و ج‏4، ص‏21 و 37.
[556] . همان، ج‏8، ص‏144. [557] . همان، ج‏9، ص‏315. "... مايي كه مي‏خواهيم آن مسايل الهي و آن مقاصد الهي و مقاصد حق در ايران
جايگزين باطلها بشود، خداوند با ما همراهي مي‏كند." (همان، ص‏304).
[558] . همان، ج‏6، ص‏24. [559] . همان، ص‏44. نمونه ديگر: "نظر ما به اين است كه همه بلاد اسلامي باشد و حكومت اسلامي برقرار
بشود و حكومت عدل اسلامي در همه جا مستقر بشود." (همان، ص‏10).
[560] . همان، ج‏5، ص‏110 ـ 104. [561] . همان، ص‏170. [562] . همان، ج‏9، ص‏187. [563] . همان، ج‏8، ص‏106. [564] . امام خميني، كلمات قصار (پندها و حكمتها)، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، تهران، 1372،
ص‏184.
[565] . همان، ص‏184. [566] . صحيفه نور، ج‏8، ص‏107. [567] . همان، ج‏14، ص‏233. [568] . همان، ج‏6، ص‏120. [569] . همان، ج‏11، ص‏186. [570] . همان، ج‏8، ص‏80. [571] . همان، ص‏83. [572] . همان، ص‏81. [573] . همان، ص‏108. [574] . همان، ج‏2، ص‏21 ـ 20. [575] . همان، ج‏9، ص‏186. [576] . همان، ج‏14، ص‏233. [577] . همان. [578] . همان، ج‏9، ص‏166. در ضرورت استفاده از افراد متخصص و كاردان مي‏فرمايد: "دولت بدون گزينش
اشخاص متعهد و متخصص در رشته‏هاي مختلفه موفق نخواهد شد و دولتمردان در گزينش همكاران به
كارداني و تعهد آنان و بهتر خدمت كردن آنها به كشور و در منافع ملت بودن آنان تكيه كنند. نه بر دوستي و
آشنايي و حرف شنوي بي‏تفكر و تأمل كه اين رويه موجب ناكامي در خدمت به كشور است." (صحيفه نور،
ج‏19، ص‏108).


|209|
[579] . همان، ج‏5، ص‏34 ـ 32. [580] . همان، ج‏13، ص‏9. [581] . همان، ج‏3، ص‏13. [582] . همان، ج‏5، ص‏334. [583] . همان، ص‏428. [584] . همان، ج‏8، ص‏34. [585] . همان، ج‏7، ص‏241. ايشان طي وصيت خود در اين باره چنين مي‏فرمايد: "و اما به ملتهاي اسلامي
توصيه مي‏كنم كه از حكومت جمهوري اسلامي و از ملت مجاهد ايران الگو بگيرند و حكومتهاي جائر خود
را در صورتي كه به خواست ملتها كه خواست ملت ايران است سر فرود نياوردند، با تمام قدرت به جاي
خود بنشانيد كه مايه بدبختي مسلمانان، حكومتهاي وابسته به شرق و غرب مي‏باشند." (صحيفه انقلاب،
شيراز، سازمان تبليغات اسلامي فارس، 1378، ص‏34).
[586] . همان، ج‏5، ص‏326. البته در معناي صدور انقلاب مي‏فرمايد: "ما كه مي‏گوييم انقلابمان را مي‏خواهيم صادر كنيم، مي‏خواهيم اين را صادر كنيم ... همين معنويتي كه پيدا شده است در ايران، همين مسايلي كه در ايران پيدا شده است، ما مي‏خواهيم اين را صادر كنيم." (صحيفه نور، ج‏7، ص‏434). [587] . كلمات قصار، ص‏129. [588] . صحيفه نور، ج‏6، ص‏538. براي سخنان ديگر بنگريد به صفحات 505 ـ 497 و 527 ـ 521. [589] . همان، ج‏5، ص‏344. [590] . همان، ص‏486. [591] . همان، ج‏8، ص‏362. [592] . همان، ج‏21، ص‏49. [593] . همان، ج‏10، ص‏136. [594] . انتخابات و مجلس در كلام و پيام امام خميني، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام، تهران، 1370، ص‏15. [595] . صحيفه نور، ج‏14، ص‏269 ـ 268. [596] . همان، ج‏14، ص‏269 ـ 268. نيز بنگريد به صحيفه نور، ج‏8، ص‏316 ـ 429. [597] . همان، ص‏239. [598] . همان، ج‏13، ص‏70. [599] . كلمات قصار، ص‏121. [600] . صحيفه نور، ج‏6، ص‏239. [601] . همان، ص‏260. [602] . همان، ص‏206. [603] . همان، ص‏263. [604] . همان، ج‏16، ص‏37. [605] . همان، ج‏3، ص‏49. [606] . همان، ص‏236. [607] . همان، ج‏6، ص‏121. براي نمونه ديگر ر.ك: همان، ص‏144. [608] . همان، ص‏212. [609] . همان، ص‏573 و 574 و 577. در سخني ديگر آمده است: "شرق، فرهنگ اصيل خود را گم كرده است و
شما كه مي‏خواهيد مستقل و آزاد باشيد بايد مقاومت كنيد و بايد همه قشرها بناي اين را بگذارند كه خودشان
باشند ... همچنين دانشگاهها خودكفا و مستقل باشند تا نياز به غرب نداشته باشيم." (همان، ص‏577).


|210|
[610] . همان، ج‏9، ص‏470. [611] . همان، ج‏8، ص‏84. [612] . همان، ص‏102. "ما مي‏خواهيم به همه ملتها بفهمانيم كه اسلام يك دين وحدت
است، يك دين برادري است، دين برابري است، هيچ يك از قشرهاي او بر ديگري تفوق ندارند مگر به تقوا." (همان، ص‏103).
[613] . همان، ص‏69. [614] . همان، ج‏9، ص‏191. [615] . همان، ج‏6، ص‏37. [616] . همان، ج‏7، ص‏259. [617] . همان، ج‏20، ص‏5. [618] . همان، ج‏8، ص‏60. [619] . همان، ص‏63 ـ 62. "اسلام مي‏خواهد كه دولتها خدمتگزار ملتها باشند." (صحيفه نور، ج‏6، ص‏168). [620] . همان، ص‏65. [621] . همان، ج‏6، ص‏266. [622] . همان، ج‏8، ص‏136. امام در باره خود مي‏فرمايد: "من آمده‏ام تا پيوند خدمتگزاري خودم را به شما
عزيزان عرضه كنم كه تا حيات دارم خدمتگزار همه هستم، خدمتگزار ملتهاي اسلامي، خدمتگزار ملت
بزرگ ايران ...". (صحيفه نور، ج‏6، ص‏205).
[623] . همان، ص‏275. [624] . همان، ج‏9، ص‏88. براي مورد ديگر بنگريد به: صحيفه نور، ج‏6، ص‏209. [625] . همان، ج‏3، ص‏178. [626] . همان. [627] . همان، ص‏58. [628] . همان، ج‏7، ص‏92. [629] . همان، ص‏42. [630] . همان، ج‏2، ص‏130. [631] . همان، ج‏5، ص‏238. "يكي از اهداف اسلام استقلال كشور، آزادي براي همه و سرافرازي همه ملتهاي
اسلامي است." (صحيفه نور، ج‏6، ص‏52).
[632] . تودارو، مايكل، همان، ص‏134. [633] . طليعه انقلاب اسلامي (مصاحبه‏هاي امام خميني در نجف، پاريس و قم)، تهران، مركز نشر دانشگاهي،
1362، ص‏333 ـ 332.
[634] . صحيفه نور، ج‏3، ص‏118. [635] . همان، ج‏6، ص‏126. [636] . همان، ص‏183. [637] . همان، ص‏485. [638] . همان، ج‏7، ص‏19 و نمونه‏اي ديگر در، ج‏6، ص‏492 و 493. [639] . همان، ص‏39. [640] . همان، ج‏9، ص‏296.


|211|
[641] . همان، ص‏631. [642] . همان، ج‏6، ص‏493. [643] . همان، ج‏5، ص‏445. [644] . همان، ج‏6، ص‏25. [645] . همان، ج‏20، ص‏12. [646] . همان، ص‏129. [647] . همان، ج‏19، ص‏204. [648] . همان، ج‏6، ص‏491. [649] . همان. [650] . همان، ج‏20، ص‏5 و 4. [651] . همان، ج‏21، ص‏39 ـ 38. [652] . همان، ج‏15، ص‏82. "ما وظيفه داريم مردم مظلوم و محروم را نجات دهيم." (ولايت فقيه، ص‏43 ـ 42)
نمونه‏اي ديگر در: صحيفه نور، ج‏13، ص‏78 ـ 77.
[653] . همان، ج‏4، ص‏191. [654] . همان، ج‏3، ص‏92. [655] . همان، ص‏92. [656] . همان، ص‏71. [657] . همان، ص‏201. [658] . همان.

استراتژى جمهورى اسلامى ايران در برابر تهديدات اخير آمريكا فهرست ساختارحكومت‏پيامبر